ما آمدیم بگوییم هستیم! آن هم بدفرم!
فقط خداوند کمی نوازشمان فرموده سیستم و خودمان را کم مانده بود بفرستند سینه قبرستان!!
خدا مرگمان ندهد الهی!
نخیر
تصادف؟
نخیر!
مشکلات خانوادگی؟
نخیر!
کیف قاپی؟
خیر!
گروگانگیری؟
خیر!
چیه؟ فکر کرده اید ما لارا کرافتیم! نخیر نیستم دو شاخ برق را کندیم بزنیم به ضبطمان که به سیستممان وصل بود جا نمی افتاد کردیم توی دهان مبارک بلکه صاف شود!
ما که اولش گفتیم لارا کرافت مرافت نیستم( اسمش همین بود؟)
ما یکی کارگر بیل به دستیم/ نام شاعر مگذارید و حرامم نکیند!!
دلمان برای یغما بیچاره له شد!!
بعداْ نوشتیم: دهانمان مقداری کج شده ! خانوم والده می فرمایند بس که دهن کجی کردید به این و آن!
ما؟
استغفرالله!!