تکیه کلام جدید ما:
یکی اول بزنید توی گوش خودتان و بگویید:
اِوا خدا مرگم بده!!!
.
.
.
.
.
.
.
بعداْ نوشتم: تا چند روز دیگر اعلامیه فوت کارگر منتشر می شود.
حالا که همه خودمانی هستند و از کنکور هم فاصله گرفته ایم فاجعه ی کارگر بودنمان را رو می کنیم:
ما (همین مایی که نمی بینید) درست نیم ساعت قبل از کنکور متوجه شدیم که کنکور داریم
هنوز خانم والده از جیغ ما بهوش نیامده اند.
خو ما چه گناهی داریم ما فکر کردیم مانند دو سه سال پیش کنکور هنر در عصر جمعه برگزار می شود!
چشممان کور یک بار به این مملکت اعتماد کردیم
هموطنان عزیز توجه فرمایید هموطنان عزیز توجه فرمایید
ما کنکور دادیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم
اما خبر اصلی:
دانشگاه قبول که نمی شویم هیییییییییییییییییییییچ
مجاز هم نمی شویم هییییییییییییییییییییچ
مردود علمی می شویم بد رقمممممممممممممم
خدا به خانواده گرامی رحم کند یک سال دیگر باید ما را متحمل شوند.
ما آمدیم.
به مدت ۳ روز در هتل کاملیا سبزوار سکنا گزیده بودیم و مشغول برگزاری جشنواره فیلم و عکس استان خراسان رضوی بودیم.
ما و همشهری ما بس که به مقررات احترام می گذاریم در یک حرکت انتحاری با ارائه ۸ دعوت نامه به صورت کاملا قاچاقی ۱۶ نفر را وارد هتل نمودیم.
تصور کنید در یک اتاق ۱۲ متری ۴ نفره ۱۴ تا آقا را جا داده باشند. مطمئناْ حتی تصور این مسئله هم باعث گرفتن بینی تان می شود.
در کل از عوامل اجرایی جشنواره که تمامی سعی خود را برای سوهان کشیدن اعصاب ما خرج کرده بودند بگذریم٬ چای خوردن های نیمه شب دور میدان به صورت گله ای از خاطراتمان نخواهد رفت.